مير تقي الدين كاشاني
207
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اختر تابندهء هفتم سپهر * گوهر يكتاى گرامى صدف از شرف و سيرت خُلقش سزد * فخر كنند ار به وجودش سلف چون گهر ذات گرامى او * مادر ايّام ندارد خلف عاقبت از دار فنا رخت بست * شد ز قضا نقد حياتش تلف جامه سيه كرد فلك زين عزا * گشت رخ ماه كبود از كلف حيف كه ارباب خرد را نماند * قدوه و ملجا و ملاذ و كنف بود چو ارباب نغم « 1 » را ملاذ * بُد چو ازو اهل طرب را شعف نغمهسرايان همه بستند لب * ماند ز آهنگ و نوا چنگ و دف بربط و طنبور گسستند تار * عود برآورد فغان از اسف از پى تاريخ وفاتش خرد * بود طلبكار چو از هر طرف فكر ، به يك بيت دو تاريخ بكر * پيش وى آورد به رسم تحف : « ملجاء دنيا و ملاذ انام » * « صدر جهانى و جهان شرف » « 2 » باد حنوطش ز پى مغفرت * خاك در مرقد شاه نجف تاريخ فوت محمد نفيس ولد اسد خان نوباوهء اسد خان ، آن طفل نورسيده * كز نوبهار عمرش ، كامى نديد بلبل از ناشكفتن او گل چاك زد گريبان * وز همنشينى گل ، آشفته گشت سنبل چون باغبان طلب كرد تاريخ سال فوتش * گفتم نديد بلبل ، از « غنچه » حاصل « گل » « 3 » تاريخ بركهء خواجه سلطان محمد پشت مشهدى زهى خواجه سلطان محمد كه دهر * ز خويش و تبارش نمود انتخاب بنا كرد عالى بنا بركهاى * كه معمور ازو شد جهان خراب شد احداث از خيرش آبشخورى * كه لبتشنگان را كند كامياب ز لاى ته نيلگون برگهاش * توان يافت خاصيّت مشك ناب
--> ( 1 ) . اصل : نعم . ( 2 ) . هر دو ماده تاريخ در اين بيت به سال 1008 ه . ق اشاره دارد . ( 3 ) . اشاره به سال 1008 هجرى است كه از تفريق عدد گل از غنچه به دست مىآيد .